تبلیغات
چرت و پرت ها ! - جکستان کبیره !!!

 width=


آرشیو تفتیجات

مهر 1396

اردیبهشت 1396

شهریور 1394

تیر 1394

اردیبهشت 1394

اسفند 1393

بهمن 1393

دی 1393

آبان 1393

مهر 1393

شهریور 1393

مرداد 1393

تیر 1393

اردیبهشت 1393

فروردین 1393

بهمن 1392

دی 1392

تیر 1392

خرداد 1392

اردیبهشت 1392

.:: لیست کامل آرشیو ماهانه ::.



موضوعات

جملات كوتاه و زیبا و آرامش بخش

چهار شنبه بازار خنده !

ویژه نامه نوروز 92

گالری عکس

بدون شرح

2013هی ها

ضد دختر

چرت و پرت نیوز

عکس خنده دار

تصاویر سه بعدی

لحظه ها

کلیپ ها

طنز فانتزی

2012هی ها

كاریكاتور های چرت و پرتی

جووووووك

شعر طنز

دانلودها

اس ام اس


لینک رفقا

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

چرندون

وبسایت شخصی علی حسن پور (مدیر اوریفان)

جیرجیرک

نود 32

مرکز دانلود کلیپ جدید

اس ام اس عاشقانه

دل نوشته های طاها جون !!

بهترین ها

سور اصرافیل

پسران آفتاب

Farzandaane Iran

...GOD...

پیرهن صورتـی

راعـی

وبسایت نگارستان

کارتون دانلود

صدایی در سکوت

کوچه های تاریک شهر

rmjok

جورواجور ها


مدیران سایت


مابقی چرندیات
جکستان کبیره !!!
جک خفن
هدف چرت و پرت ها !
جک خفن
به سلامتی...
25 چرت و پرت
اگه می خواهید ...
انواع شكنجه
جك وپیامك ویژه عید قربان
معما های جدولی
جك غیر مجاز
معما های سخت ریاضی
جك حیوونات
پیامك ویژه ماه مبارك رمضان
جك روز
حكایات خنده دار
آیا می دانید كه...
شاهكار های ادبی
پیامك عاشقانه
جك غضنفر
7 معما
اس ام اس سر كاری
جك


اَبر برچسبها
ضد دختر سه بعدی جک اس ام اس طنز جوک خنده دار عکس ترول با حال عکس خنده دار ترول خنده دار ترول جملات زیبا جملات آرامش بخش جوک ترول جدید

خوش آمدید
       

مرکز کهکشان خنده همین جاست !




✔ ✩ ✔ ✩ ✔ ✩ ✔ ✩ ✔ ✩ ✔ ✩ ✔
آی آدمـــا غصــه چیـــه دنیــا دو روزه
نخندی فردا که بشه دلت می سوزه
✔ ✩ ✔ ✩ ✔ ✩ ✔ ✩ ✔ ✩ ✔ ✩ ✔
***كپی آزاد
مدیر سایت: علی حسن پور



پیوند های روزانه

آپلود عکس

لیست کامل پیوندهای روزانه

ارسال پیوند به اوری فـان


چرندیات پیشین

گذشت...

سلام

جک خنده دار دست اول

تولد چهار سالگی وبچرت

حقیقتی تلخ!

یا خداااااااااااااا!این دیگه چه مدل مخ زدنه

تقدیمی

عشقم؟؟؟؟!!!!:|

آسمانت!

مسیر بزرگراه زندگی

بگذار ابر روزگار ببارد

آدم بزرگه باشیم...

دریای آرام.. (جملات زیبا)

اِی جان!

خر درون:d

خــــــــــــــــاص!

طنزینه های روز....

خوشبختی

ضد جااااستین

لذتی که در یاد دادنــــــــ فحش هس:/

وقتی که عاشق شدمــــــــــــ(عاقبت عاشقی):))

پست ضد پسر:/ دخترا جو نگیرتتون هاااا خواستم بدونین باجنبم:)

عکس خاک برسری!!!!!!!!!

رنگ آسمونو دوس داری ؟؟

ما هم پشت کنکور میشینیم...عجب صفایی پدر دل بسوزه!

همه چرندیات ارسالی


نظر سنجی
نظرتون درباره ی وب چرت چیه؟؟؟







امکانات سایت

  • جستجو





  • آمار بازدید

    آمار بازدید :
    » تعداد مطالب :
    » تعداد نویسندگان :
    » آخرین بروز رسانی :
    » بازدید امروز :
    » بازدید دیروز :
    » بازدید این ماه :
    » بازدید ماه قبل :
    » بازدید کل :
    » آخرین بازدید :





    ----

    كسی از درد چشم می نالید . همسایه ای به در خانه اش آمد و گفت :

    " تو را چه می شود ؟ دردت را بگو تا شاید آن را علاجی كنیم . "

    مرد بیمار گفت :

    " چشمم چنان درد می كند كه به مرگ خود راضی شده ام . "

    همسایه قدری با خود اندیشید. آنگاه گفت:

    " پارسال دندانم درد می كرد ، آن را از بیخ كندم و راحت شدم !"
    ----
    دزدی لباسی را ربود و به بازار برد تا بفروشد . در بازار لباس را از او دزدیدند . در راه بر گشت ، رفیقش از او پرسید :

    " لباس را چند فروختی ؟ "

    گفت : " به همان قیمت كه خریده بودم! "
    ----
    مرد زشت رویی در برابر آیینه نشسته بود. به خویش نگاه می كرد و می گفت : " سپاس خدای را كه مرا صورتی چنین زیبا داد. "

    غلامش بر در خانه ایستاده بود و این سخن ها می شنید . كسی از آنجا می گذشت . از غلام پرسید : " خواجه چه می كند؟ "

    گفت : " نشسته است و بر خدا دروغ می بندد"
    ----
    كچلی از حمام بیرون آمد و دید كه كلاهش را دزدیده اند . داد و فریادی راه انداخت و كلاهش را از حمامی خواست. حمامی گفت:

    " من كلاه تو را ندیده ام و تو چنین چیزی به من نسپر ده ای . شاید اصلا" كلاهی بر سر نداشته ای . "

    كچل گفت:

    " انصاف بده ای مسلمان ! این سر من از آن سر هاست كه بشود بدون كلاه بیرونش آورد ؟!"

    جوک خانه

    به غضنفر می گن بیا اینجا به انگلیسی چی می شه ؟
    میگه : کام هیر.
    میگن حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشه ؟
    میگه: میرم اونجا میگم کام هیر. . . !!!!
    ----
    یارو می خوره به شیشه! داد می زنه اه! چه هوای سفتی!
    ----
    مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند

    در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند!
    ----
    مردها سه تا آرزو دارن :
    - اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن !
    - اونقدر که بچه شون می گن پولدار باشن !
    و مهمتر از همه اینکه :
    - اونقدر که زنشون شک داره زن داشته باشن !!!
    ----
    به یک سوال بسیار ساده جواب دهید تا متوجه شوید سمت راست مغزتان خوب کار می‌کند!؟
    کمی‌فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست ولی اگر قادر به حل این سوال باشید...
    جاهای خالی رو با چه اعدادی باید پر کرد؟
    10, 20, ....., 15, 1000, ......, 16

    عجله نکنید!
    کمی‌فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست ولی اگر قادر به حل این سوال باشید
    نشان فعالیت خوب سمت راست مغز شماست!
    برای دیدن جواب صحیح بروید پایین.
    .
    .
    .
    .
    10, 20, 3, 15, 1000, 60, 16

    ده بیست سه پونزده، هزار و شصت و شونزه!!
    راستی اون قضیه‌ی سمت راست مغز رو هم جدی نگیرید!
    ----
    غضنفر با صورت باند پیچیده میاد تو خیابون، رفیقش میگه چرا اینقدر به صورتت باند پیچیدی؟

    غضنفر میگه داشتم اتو میكردم تلفن زنگ زد بجای گوشی تلفن اتو رو گذاشتم دم گوشم.

    رفیقش میگه پس اونور صورتت چی شده؟

    غضنفر میگه تا اتو رو گذاشتم زمین تلفن دو باره زنگ زد!
    ----
    دیوانه ای سعی می کرد کبریت سوخته ای را روشن کند.
    دیوانه دیگری به او رسید و گفت: حتما ایرادی پیدا کرده است. دیوانه ی اولی گفت: فکر نمی کنم, آخه همین چند لحظه پیش روشن شد.

    ----
    پدر: دخترم امروز در کلاس نقاشی چی کشیدی؟

    دختر: خمیازه !

            آخرین کلمات

    آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن...
    ----
    آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟
    ----
    آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...
    ----
    آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟
    ----
    آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...
    ----
    آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله... نداره...؟
    ----
    آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...
    ----
    آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...
    ----
    آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟
    ----
    آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد...
    ----
    آخرین کلمات یک خلبان : ببینم چرخها باز شدند دیگه ؟
    ----
    آخرین کلمات یک خونآشام : نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
    ----
    آخرین کلمات یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود!
    ----
    آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...
    ----
    آخرین کلمات یک دوچرخه سوار : نخیر تقدم با منه!
    ----
    آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام!...
    ----
    آخرین کلمات یک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...
    ----
    آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره...
    ----
    آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم...
    ----
    آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...
    ----
    آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند...
    ----
    آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
    ----
    آخرین کلمات یک کامپیوتری : هارددیسک پاک شده است...
    ----
    آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری...
    ----
    آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره...
    ----
    آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...
    ----
    آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!
    ----
    آخرین کلمات یک ملوان: من چه می دونستم که باید شنا بلد باشم؟
    ----
    آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...
    ----
    آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟

    ----

    آخرین کلمات یه دانش آموز : حسن برگه ام رو بده !!!

    ----

    آخرین کلمات یه معلم : چه بچه هایی ان...

    ----

    آخرین کلمات یه استاد دانشگاه : می دونم قبلا نگفتم که امروز امتحانه ولی امروز مهم ترین امتحان ترمه !!!

    ----

    آخرین کلمات راننده ی جهانگردا وسط شیر های آفریقا : بنزین تموم کرده بقیه راه رو پیاده باید بریم ...

    ----

    آخرین کلمات یه گاو باز : چرا زیرم درد می کنه ؟ آمپول بی هوشی زدن؟...

    ----

    آخرین کلمات یه فوتبالیست : این توپ بود که هد زدم یا کله آدم؟؟؟

    ----

    آخرین کلمات یه لکومتیو ران : ترمز بریده...

    ----

    آخرین کلمات مهماندار هواپیما : آرامش خودتون رو حفظ کنید

    ----

    آخرین کلمات یه آشپز : چقدر بو گاز می آد ...

    ----

    آخرین کلمات یه چرت و پرت خون : وای دلم قش رفت ...

    ***

    جوک خیلی خنده دار

    حیف نون برق خونشون میره یه قابلمه بر میداره می ره در خونه غضنفر می گه یه کمی برق داری بدی من ، غضنفر می گه خاک تو سرت بی خود نیست بهت می گن حیف نون برو یه قابلمه پلاستیکی بیار برق نگیردت.
    ----
    یه جمله ای هست که می گه :
    همه خانم ها خوشگل اند فقط بعضی هاشون بلد نیستند آرایش کنند!
    ----
    یارو همش لباس مشکی می پوشیده دوستاش بهش میگن چرا همش مشکی می پوشی؟
    میگه : آخه من ختم روزگارم!!!
    ----
    به یکی میگن : سگتون بچه مارو گاز گرفته . میگه :

    اولا سگ ما گاز نمیگیره
    .

    دوما سگ ما بسته است
    .
    سوما ما اصلا سگ نداریم !!
    ----
    یه بنده ی خدایی شب خواب میبینه داره ماکارونی میخوره صبح بلند میشه
    میبینه کش شلوارش نیست !!!
    ----
    دكتر: آقا جان! بفرمایید بیماری شما چیست؟
    بیمار: هر چه شما صلاح
    بدانید.
    ----
    به حیف نون میگن چی شد كه زن گرفتی؟ میگه راستش ما دیدیم تو زندگی هیچی نشدیم، گفتیم لااقل داماد بشیم
    ----
    یارو ازطبقه بیستم میافته پایین.مردم دورش جمع میشن.

    میگن چی شده؟

    میگه : والا نمیدونم منم الان رسیدم.

    ----
    آیا میدانستید که بزبزه قندی اولین بز دیابتی تاریخ است !
    ----
    یه روز یه دیوونه داشته با خودش میخندیده بهش میگن چرا داری میخندی میگه یه جک به خودم گفتم خیلی باحال بود تا حالا نشنیده بودم.

    ----
    حیف نون رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟
    طرف می گه : نه
    از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟
    اون یکی هم می گه نه
    بعد حیف نون بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن !

    جک باحال

    معلم به دانش آموز: ساعت را بخش كن!
    دانش آموز: اول سا دوم عت.
    معلم: صداشو بكش!
    دانش آموز: تیك تاك! تیك تاك!
    ----
    مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد. دوستش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول همیشه می خواست من را عوض کند. مرا وادار کرد سیگار و مشروب را ترک کنم. لباس بهتر بپوشم، قماربازی نکنم، در سهام سرمایه‌گذاری کنم و حتی مرا عادت داده که به موسیقی کلاسیک گوش کنم و لذت ببرم! دوستش گفت: اینها که می‌گویی که چیز بدی نیست! مرد گفت: ولی حالا حس می‌کنم که دیگر این زن در شان من نیست
    ----
    یک حقیقت زندگی:

    هر چقدر به دیگران کمک کنی چند برابر ش از جایی که فکرشو نمکنی بهت کمک میشه

    میگی نه؟ شماره حساب منو یادداشت کن……….
    ----
    یه روزی یه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو می خونده که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه تو سرش!
    مرده می گه: برا چی این کار رو کردی؟
    زنش جواب می ده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود…
    مرده می گه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش جنی بود.
    زنش معذرت خواهی می کنه و می ره به کارای خونه برسه.
    سه روز بعد، مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر می کوبه تو سرش به طوری که مرده تقریبا بیهوش می شه.
    مرد وقتی به خودش میاد می پرسه این بار برای چی منو زدی؟
    زنش جواب می ده: آخه اسبت زنگ زده بود!
    ----
    لقمان هر وقت دلش میگرفت با خرش حرف میزد ،
    کجایی که دلم گرفته !
    ----
    غضنفر خیره شده بود به یک یخ که داشت ذوب می‌‌شد ازش می‌‌پرسن که چرا به یخ خیره شدی؟ میگه نمی‌‌دونم کجاش سوراخ آخه ازش آب می‌‌چکه.
    ----
    غضنفر تو خواب باد در میده صبح به زنش میگه خواب دیدم ماشین خریدم زنه میگه آره یه بوق هم برای من زدی
    ----
    میدونی اولین دعوای خوانوادگی از کجا شروع شد؟ وقتی هوا با شورت آدم دلمه درست کرد.
    ----
    کلاغ با زرافه عروسی می کنه بچشون کلافه می شه
    ----
    یک روز یک فیله وگنجیشکه می خاستن باهم دعواکنند گنجیشکه ادعاش می شده که توی این دعوابرنده می شه بعدکه دعوا شروع می شه فیل بایک ضربه ی خرطوم گنجشک رو نقش زمین می کنه فیله می گه:دیدی زورمن ازتوبیشتره!گنجیشکه که همه ی پرهاش ریخته بوده می گه:اقا

    فیله تازه کجاش رودیدی من تازه کتم رودراوردم
    ----
    یه اسبه زنگ میزنه سیرک میگه با مدیر سیرک کار دارم . گوشی رو میدن به مدیر سیرک

    اسبه بهش میگه آقا من کار میخوام

    مدیره میگه کار نیست

    اسبه همینطور اصرار میکنه مدیر هم انکار تا آخرش مدیره میگه کشتیمون حالا چه کار بلدی؟
    اسبه میگه احمق دارم باهات حرف میزنم .

    جوک باحالتر!

    از یارو میپرسن شراب زندگی یعنی چه ؟
    میگه : نمیدونم ، من فقط دوغ میخورم !!!
    ----
    از كجا می فهمی كه خانمی قصد دارد یك حرف هوشمندانه بزند؟
    وقتی جمله اش را با "روزی از یك مرد شنیدم " شروع كند!
    ----
    زن: اگه امشب نیایی بریم خونه مامانم دیگه منو نمی‌بینی!
    مرد: برای چی؟
    زن: واسه اینكه چشماتو در می‌آرم !
    ----
    حیف نون که سرش رو برای خودکشی روی ریل گذاشته بود پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت !
    ----
    چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟

    معمولا” باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند
    ----
    از یه نی نی می پرسن عشق یعنی چی؟ میگه: عخش یعنی بزالی کسی که دوسس دالی از پفکت بوخله اما فقط توتا
    ----
    غضنفر داشته پسرشو در مورد ازدواج نصیحت میكرده، میگه: پسرم خواستی زن بگیری، برو از فامیل زن بگیر.. ببین تو همین دور وبر خودمون، داییت رفته زن داییت رو گرفته… عموت رفته زن عموت رو گرفته… حتی خود من، اومدم مادرت رو گرفتم
    ----
    آقای خسیس تو خواب میبینه به فقیر ۱۰۰۰ تومان داده وقتی بلند میشه میگه :: عجب كاووسی بود.
    ----
    یه نفر بچش میگه برو دو تا نون از خونه همسایه بگیر . بچه میره و برمیگرده میگه نون ندادند.باباهه میگه : همسایه چه خسیسه؟! برو از تو یخچال خودمون بیار !
    ----
    غضنفر وارد كابین خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهی كرد وگفت: ولی تو كه اسلحه نداری. غضنفر

    گفت: خاك برسرتون، شما همیشه باید اسلحه بالای سرتون باشه، با زبون خوش نمی‏تونی بری؟
    ----
    حاصل عشق مترسک به کلاغ ویرانی مزرعه است.
    ----
    غضنفر داشت گریه میكرد ، باباش ازش میپرسه چته؟ میگه عاشق شدم . باباش میپرسه عاشق كی شدی؟ میگه هر كسی كه شما صلاح بدونین
    ----
    غضنفر می خواسته پشتش بخارونه دستش نمی رسه زیر پاش آجر می زاره

    لطیفه های فارسی

    آقای سرخوش داشته با اخم پولکی می خورده بهش میگن چته؟

    میگه : والله ما هر حرفی بزنیم شما میگین سرخوشه نمی فهمه …

    ولی به خدا این چیپسا شیرینه …
    ----
    به آقای سرخوش می گن با وطن جمله بساز. میگه من رفتم حمام و تنم را شستم. می گن نه!!با ط دسته دار. میگه اتفاقا با طی دسته دار شستم
    ----
    یه روز آقای سرخوش و دوستش سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از اونا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. آقای سرخوش هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلیه نه پژو
    ----
    آقای سرخوش زنگ می زنه فرودگاه می گه:
    ببخشید خانم از تهران تا شیراز چقد راهه
    دختره میگه یه لحظه!
    آقای سرخوش میگه مرسی و قطع می کنه!
    ----
    به آقای سرخوش میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته
    ----
    آقای سرخوش بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت
    ----
    آقای سرخوش ۱نفرو تو خیابون میبینه میگه : ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه : نه آقا من اصلان دبی نرفتم.
    میگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم
    ----
    بابا جونم می دونی فرق مسلسل با تفنگ چیه؟؟
    آره پسرم تفنگ مثل حرف زدن من می مونه
    اما مسلسل مثل حرف زدن مامانت اینا است که یه ریز حرف می زنه.
    ----
    به غضنفر اتوبوس میدن و میگن: ببرش پارک کن.

    غضنفر هم صندلی های اتوبوس رو میکنه و برمیداره

    و بجاش درخت میکاره.
    ----
    به یارو زنگ میزنن میگن بابا شدی

    میگه:به زنم نگید میخوام غافل گیرش کنم
    ----
    یارو تلویزیون میخره بعد کنترلشو. پس میاره
    به صاحب مغازه میگه:
    بیا داداش این ماشین حساب توش بود ما حرومی بهمون نمیاد
    ----
    غضنفر رو در اتاقش نوشته بوده wc .
    میگن این چیه نوشتی میگه: مخفف welcome
    ----
    غضنفر و شهرام داشتن با هم حرف می زدن:
    شهرام : تو کجا به دنیا اومدی؟
    غضنفر : تو بیمارستان!!
    شهرام : آخی مریض بودی؟
    ----
    غضنفر داشته هلو میخورده به هسته ی وسطش که میرسه میگه ایول گردو هم داره
    ----
    غضنفر میره امتحان گواهی نامه بده چند بار رد میشه ،
    بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره میگه گواهی نامه؟
    غضنفر میگه دادین که حالا می خواین؟
    ----
    غضنفر خرش میمیره .دوستهاش برای مسخره کردنش میرن تسلیت میگن.

    غضنفر برمیگرده میگه ای بابا فکر نمیکردم خرم اینهمه فامیل داشته باشه
    ----
    غضنفر با خانمش میرن پیک نیک زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه.غضنفر میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از مقداری بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه کامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تکان نمیخورن کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.غضنفر به زنش میگه اگه زیر اون درخت بودیم می مردیما

    ----
    غضنفر با احساسات زنش بازی می کنه، سه هیچ می بازه

    جوک خفن

    سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از یارو می‌پرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ طرف میگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف می‌كنه می‌پرسه: یعنی چی؟ یارو میگه: یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف
    ----
    یارو میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد، به بابای عروس میگه : ما میریم یه دور میزنیم ، بر می‌گردیم.
    ----
    به غضنفر میگن لاغر شدی!
    میگه: نباید از ظاهر آدما قضاوت کرد!
    ----
    پدره سر سفره ناهار به پسر بزرگش میگه: پسر جون برو یک لیوان آب برام بیار.
    پسره به خواهر کوچیکترش میگه: مگه نمیبینی بابا تشنه است برو یک لیوان آب براش بیار.
    خواهره به برادر کوچیکترش میگه: زود پاشو برو یک لیوان آب برای بابا بیار.
    بچه کوچیکه تا می خواد یک چیزی بگه، مادرش میگه: مرد، مگه نمیبینی اینها آدم بشو نیستند، خودت پاشو لیوان آبت را بخور، یک لیوان آب هم واسه من بیار!
    ----
    شوهره میاد خونه به زنش میگه: من برای شام دوستم دعوت کردم خونه امون!
    زنش میگه: چرا این کار رو کردی، ببین خونه چقدر بهم ریخته است، ظرفا کثیفن، هیچی هم برای خوردن تو یخچال نیست و ...
    شوهره میگه: میدونم ولی اشکالی نداره!
    زنه میگه: اگه میدونی، پس چرا دوستت رو دعوت کردی؟
    شوهر میگه: آخه اون زده به سرش بره زن بگیره!
    ----
    از غضنفر می پرسن: میدونی چرا آدم خواب می بینه؟
    غضنفر میگه: خوب معلومه برای اینکه موقع خوابیدن حوصله اش سر نره!
    ----
    دکتر به مریض: من یک خبر بد و یک خبر خوب برای شما دارم!
    مریض: آقای دکتر خبر بد چیه؟
    دکتر: اینه که شما ایدز گرفتین.
    مریض: و خبر خوبتون چیه؟
    دکتر: اینه که شما آلزایمر هم دارین بنابراین بزودی یادتون میره که ایدز دارین!
    ----
    دیوانه اولی: کی اومدی؟
    دیوانه دومی: پس فردا.
    دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده.
    دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم.
    ----
    به حیف نون می گن به زنبورهایی که از کندو محافظت می کنن چی می گن؟
    حیف نون می گه: خسته نباشید!
    ----
    كشیشى سر كلاس درس از بچه‏ها پرسید: باید چه كار كنید تا گناهان شما بخشوده شود؟
    پسركى از ته كلاس: باید گناه بكنیم آقاى كشیش.
    ----
    غضنفر می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده.
    میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟
    میگه: بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن!
    ----
    مرد اولی : امان از دست این زنها ! زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !

    دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!!
    ----
    زن به شوهر : من احمق بودم که باهات ازدواج کردم !
    مرد : عزیزم چرا عصبانی می شی ! خب من هم عاشقت بودم اینو نفهمیدم !!!
    ----
    بچه از باباش میپرسه: بابا، تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی میکنند یا باهم هستن؟
    باباهه میگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون یکجا باشن که آنجا دیگه بهشت نمیشه ‎ !!

    جوک حیوانات

    روزی فیلی زخمی شد و او را برای جراجی به اتاق عمل بردند ، پس از عمل ، دکتر از اتاق خارج شد و با تعجب دید که مورچه ای جلوی در اتاق قدم می زند ، دکتر جلو رفت و پرسید : این جا چه می خواهی؟

    مورچه جواب داد : آقای دکتر! این مجروح دوست من است ، آمده ام که اگر لازم شد برای آقا فیله خون بدهم.

    ----

    گرگه بعد از کلی جستجو آی دی شنگول و منگول رو گیر میاره ، بعد از چت کردن باهاشون قرار میزاره. وقتی می ره سر قرار می بینه چوپان دروغگو اومده!

    ----

    یه روز از یك گربه چینی میپرسن اسمت چیه میگه میونگ

    ----

    اگه حیوونا قرار بود شغلی انتخاب کنن، حتما

    وال ملوان، گورخر زندانی، لک لک شالی کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابریشم بافنده، میمون بندباز و کبوتر پستچی می شدند.

    ----

    یه بنده خدایی داشته شنای قورباغه میرفته، لك‌لك میاد می‌خوردش

    ----

    به بزه می گن چرا زنگولت صدا نمی کنه؟ می گه گذاشتمش رو ویبره!

    ----

    حیف نان داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد یکی دیگه رد می شه میگه عجب خر باهوشی، حیف نان میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم!

    ----

    خروسه سر کلاس به مرغه می گه: بهم نوک می دی؟

    مرغه می گه نه!

    خروسه می گه به جهنم! با خودکار می نویسم.

    ----

    كبوتره دوپینگ میكنه به جای نامه ایمیل میبره!!!

    ----

    تمساحه میره گدایی،‌ میگه: ‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنید!

    ----

    یه سیب زمینی قل میخوره میره تو لونه ی جوجه تیغی جوجه تیغی هم داد میزنه آخ جون داداشی از سربازی برگشته !

    ----

    یه خره با حسرت به یه اسبه نگاه می کنه و میگه: ای کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم

    ----

    عنکبوته اکس میخوره، فرش می بافه!

    ----

    یکی یه سوسمار پیدا میکنه. از دوستش می پرسه: چیکارش کنم؟

    دوستش میگه : ببرش باغ وحش

    فرداش دوستش می بینتش. می پرسه: چیکارش کردی؟

    میگه : دیروز بردمش باغ وحش.. امروز هم می برمش سینما

    ----

    یه روز یه گنجشكه می خوره به یه موتوریه میوفته زمین بلند می شه می بینه كه تو قفسه, به خودش می گه :اههههههههههههه موتوریه مرده!!!

    ----

    یک روز آقا گرگه میره در خونه شنگول ومنگول میگه : منم منم مادرتون

    شنگول منگول میگن : خفه شو آیفون تصویری داریم

    ----

    یه مورچه عاشق مورچه همسایشون میشه؛بعد از دو هفته میفهمه چای خشك بوده

    جک روز

    یکی از خدا می پرسه :ای خدا 30 میلیارد سال برات چقدره؟

    خدا میگه یک دقیقه .

    بدش می پرسه30 میلیارد دلار برات چقدر ارزش داره؟

    خدا میگه 1 سنت.

    میگه پس ای خدا واسه من 1 سنت بده

    خدا میگه باشه فقط 1 دقیقه صبر کن

    ----

    بن لادن تهدید کرده که تا چند روز دیگه سه جا رو قطعا میزنه: ریش، پشم و زیر بغلشو

    ----

    اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده

    ----

    دو تا سوسک پولدارازدواج می کنند. ماه عسل میرن توالت فرنگی!

    ----

    حیف نون میره نانوایی، نانوا میگه هر کسی اومد بگو پشت سرت نایستد، نون نمی رسه. حیف نون هم هر کی می اومده می گفته بیا جلوی من بایست، پشت سرم نون نمیرسه!

    ----

    چوپان دروغگو می میره تو قبر میپرسن اسمت چیه؟ میگه دهقان فداكار

    ----

    غضنفر داشت آب جوش میریخته توی باغچه! بهش میگن: چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟؟ میگه: آخه چای كاشتم

    ----

    پس از سریال پر طرفدار یوسف سریال زیبای لوط نبی بزودی ساخته و پخش خواهد شد! اما جدال برای محل فیلمبرداری و بازیگران اصلی هنوز در یکی از شهرهای کشور ادامه دارد
    ----
    از یارو می پرسن اسم کوچک جومونگ چیه؟
    می گه افسانه!
    ----
    معلم: فعل کشیدن را صرف کن.شاگرد: کشیدم کشیدی پاره شد!
    ----
    حیف نون می ره دکتر، می گه آقای دکتر من چشمام ضعیفه. دکتر می گه تا چه حد ضعیفه؟ حیف نون می گه شما اون مگسی رو که روی دیواره می بینین؟ من نمی بینمش!
    ----
    ترس پسرها از ازدواج دل بستن به یه دختر نیست دل بریدن از بقیه دخترهاست!
    ----
    حیف نون سوار مترو می شه، تفنگ در میاره به راننده مترو می گه یالا برو دوبی!
    ----
    دست و دلواز به مهمونش: اگه شام نخوردی مرغ هست!
    بگم

    بگم
    .
    .

    .
    بگم تخم کنه!!

    جک خفن

    به یوزارسیف گفتن آسنات خوشگل تره یا زلیخا؟ آهی كشید و گفت: سوسانو!

    ----

    بعضی از برادران یوسف بعد از دیدن زلیخا: ای کاش ما رو گرگ خورده بود!

    ----

    خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریكی است نور را آفرید دید هیچ مشكل دیگه ای نداره زن را آفرید!

    ----

    هش چیست ؟

    .

    .

    .

    Hosh ...جد بزرگ ترمز ABS است که خر را بدون هیچ خط ترمز نگه می دارد !

    ----

    یه دفعه دو تا هزار پا همدیگر رو بغل میکنن میشن زیپ

    ----

    از طرف می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه من امتحان كردم..... پیاده خیلی راهه

    ----

    بر اساس جدیدترین تحقیقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقی همگی زن دارند

    طنز اجتماعی

    یارو می گفته عجیبه ؟

    می گن چی عجیبه !

    می گه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور !

    میگن خوب چیش عجیبه ؟

    می گه گنجیشکه هم ول کرده ریده رو من!!!

    ----

    تعجب نکنید اگر در روزهایی نه چندان دور شاهد صدور چنین بیانیه ای از طرف یکی از مربیان بر علیه قطبی بودید:"ای سوسول منچ باز! من که می دونم توی کره همیشه مار پله بازی می کردی! تو جومونگ هم نیستی چه برسه به امپراطور..."

    ----

    به یارو می گن چرا جلوی بانک نشستی لنگتو باز کردی می گه آخه شنیدم به بازنشسته ها وام می دن.

    ----

    از یارو میپرسن, نظرت راجع به نوشابه چیه؟
    میگه: نوشابه آب داره, گاز داره, یه خط تلفن هم بزنن دیگه عالی میشه.

    ----

    به غضنفر گفتن که با کاروان یه جمله بساز گفت :توی حمام هیچوقت دوش کاروان رو نمیکنه

    ----

    دلداری غضنفر به عیالش:
    مهم نیست که قشنگ نیستی ! قشنگ اینه که مهم نیستی

    ----

    آخرین پیام زلیخا به سوسانو: جومونگ گم گشته بازایدبه بویو غم مخور

    ----

    بیشتر مردها موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و برخی زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!

    طنز متفاوت

    به یارو میگن یه موجود نام ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه والا من از شهرمون که میومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است

    ----

    غضنفر زن ژاپنی میگیره هر پنج دقیقه بهش میگه خوب خوابت میاد برو بگیر بخواب

    ----

    اصفهانیه می خواسته خودکشی کنه، دو تا قرص آسپرین می خوره!

    ----

    دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟

    دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!

    ----

    بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟

    باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!

    ----

    حیف نون زنگ می زنه ثبت احوال، می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه، می خواستم ثبت كنم!

    ----

    توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

    ----

    یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه... زنم پیدا شد!

    طنز

    به غضنفر میگن وقتی حضرت یونس رفت تو دهن نهنگ چی شد؟

    غضنفر میگه : یه سازمانی تشکیل شد به نام یونس کو

    ----

    به مشهدیه می‌گن اگه تو یك اقیانوس افتاده باشی و دو تا كوسه از دو طرف قصد خوردنت رو داشته باشن، چیكار می‌كنی؟

    مشهدیه می‌گه: مُرُم نوك درخت.

    می‌گن مرد حسابی تو اقیانوس درخت كجا بود؟می‌گه: مجبورُم، مِفَهمی؟!

    ----

    ترک اعتیاد به مواد مخدر

    با استفاده از روش N.M.B(ناتوان سازی مالی بیمار)

    زیر نظر دکتر سارق زاده

    ----

    به غضنفر میگن نظرت در مورد بند گردنیه موبایل چیه؟ میگه خوبه فقط موقع شارژ یكی دو ساعت آدم رو علاف میكنه!!

    ----

    به علت افزایش تعداد پزشکان عمومی و متخصص در پایتخت، تا اطلاع ثانوی پزشکان با کد نظام پزشکی زوج در روزهای زوج و پزشکان با کد فرد در روزهای فرد طبابت کنند.

    طنز خنده دار

    راننده اولی: من آنقدر تند رانندگی می‌کنم ‌که مسافرها خیال می‌کنند تیرهای برق به هم ‌چسبیده‌اند!‌

    راننده دومی: اینکه چیزی نیست. من سر ‌پیچ‌ها آنقدر تند دور می‌زنم که خودم نمره عقب ‌ماشین را می‌خوانم!‌

    ----

    نویسنده‌ای با یکی از دوستانش صحبت می‌کرد و ‌در ضمن صحبت می‌گفت: می‌دانی مدتی است شروع ‌به نوشتن خاطراتم کرده‌ام.‌ دوستش با شنیدن این حرف لبخندی زد و گفت: ‌‌چقدر خوب! آیا به آنجایی رسیده‌ای که من ‌هـزار تـومان به تو قرض دادم و هنوز پس ‌نداده‌ای؟‌

    ----

    مادر: شهلاجان، چند بار باید به تو بگویم که ‌با کارد نباید غذا بخوری؟‌

    شهلا: این را می‌دانم مادر، ولی با چنگال هم ‌که می‌خورم، آب غذا از لای آن می‌ریزد!‌

    ----

    غضنفر رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دكمه سبز می زنی چترت باز میشه، یك درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی كه حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یك جیپ هم پایین منتظرته كه می بردت پادگان. حالا بپر.غضنفر می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو میزنه چتر باز نمی شه، می گه اگه شانس ماست، حالا اگر برسیم پایین جیپه هم رفته!

    ----

    از غضنفر می پرسن كه برای بستن یه لامپ به چند نفر احتیاجه می گه 3 نفر می گن چرا 3 نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون ، لامپ رو میگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو میچرخوونن!!

    جکستان

    از حیف نون پرسیدند رحلت چیست؟ گفت خیلی خطرناکه! امام خمینی گرفت، مُرد!

    ----

    حیف نون پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!

    ----

    تو مراسم ختم یه بنده خدایی می گن: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. یکی داد می زنه: مرحوم غلط کرده! ما به احترامش می پوشیم!

    ----

    حیف نون داشته توالت می ساخته، آجر کم میاره open می سازه!

    ----

    حیف نون داشته تلویزیون فیلم تماشا می کرده، وسط فیلم چند بار پیام های بازرگانی پخش می شه. حیف نون می گه: حالا اینقدر پیام بازرگانی نشون می ده تا فیلم تموم شه!

    ----

    حیف نون پاش خواب می ره، کفشاشو می دزدن!

    ----

    از حیف نون می پرسند تا حالا مربا بالنگ خوردی؟ می گه من که همیشه با دست می خورم!

    ----

    آقای دست و دلباز برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی!

    ----

    به آدامس می گن آرزوت چیه؟ می گه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم!

    ----

    اولی: حیف نون چرا دستت شکسته؟حیف نون: دیروز روی یه دیوار بلند راه می رفتم که یه دفعه دیوار تموم شد!

    ----

    یه آقایی پنجاه تومان می اندازه توی صندوق صدقات، می بینه حیف نون داره از اون طرف خیابون بهش می خنده، فکر می کنه کم انداخته، یه دویست تومانی می اندازه، می بینه باز داره می خنده، یه پونصد تومانی در میاره، می بینه باز می خنده، خلاصه یه هزاری می اندازه توی صندوق، می بینه حیف نون دلشو گرفته قاه قاه می خنده. می ره اون طرف خیابون بهش می گه: آخه مردک! برای چی می خندی؟ کار من کجاش خنده داره؟حیف نون می گه: ها ها... این که گوشی نداری!

    ----

    محرم و صفر است که اصفهانی ها را زنده نگه داشته است!

    ستاد پخش نذری

    ----

    دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن. اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم. دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن اوا زری خانوم چند ماهه حامله ای؟!

    طنز روز

    غضنفر تف میكنه تو جوب آب، دنبالش میدوه، تا لگدش كنه!!

    ----

    جاسم می گوزه! برای اینکه جلو رفققاش ضایع می شه از خدا می خواد اونو ۳۰۰ سال مثل اصحاب کهف بخوابونه. خلاصه بعد از ۳۰۰ سال بلند می شه گرسنش می شه میره نانوایی سکه ای رو به نانوا می ده نانوا می گه: این چیه؟ این که مال عهد جاسم گوزوك

    ----

    یه یارو میره زیر غلطك، غضنفر میره خبر مرگش رو به خانوادش بده. میره در خونشون به پسر یارو میگه: بابات چه جوری بود؟ میگه: دراز و باریك. تركه میگه: حالا دیگه صاف و پهنه

    ----

    میخه میفته تو آب زنگ می زنه در میره!

    ----

    غضنفر آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله!

    ----

    در مراسم سالگرد ازدواج، شوهر رو کرد به میهمانان و با افتخار گفت: من به جرأت می توانم بگویم که من و همسرم 24 سال با خوشبختی کامل زندگی کردیم.
    یکی از میهمانان گفت مگر این چهارمین سالگرد ازدواج شما نیست!مرد گفت: خوب منظور من اون سالهایی است که هر دو مجرد بودیم.

    ----

    غضنفر می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم طوطی ام گم شده.پلیسه با تعجب می گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.غضنفر می گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!

    طنز و جوک

    بر اثر قطع برق در یکی از شهرهای کشور، ده ها تن از هموطنانمان، ساعت ها روی پله‌های برقی گیر کردند!!!

    ----

    باخرید یکی از سیم کارتهای اعتباری ایرانسل و دریافت سیم کارت هدیه صاحب دو دوست پسر جدید دیگر شوید.طرح چند دوست پسری ایرانسل

    ----

    بچه: مامان اون آقاروببین كچله!!!!

    مامان: هیس...میفهمه !

    بچه: اه...مگه تا حالا نفهمیده

    ----

    غضنفر می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟ میگه آدمای خوبی بودن. دیدن من خوابم میاد، رو نوک انگشت راه می رفتن!

    ----

    به یکی میگن وقتی زنت خونه نیست چی کار میکنی؟میگه: استراحت.میگن :وقتی هست چی ؟ میگه: استقامت

    ----

    قبض تلفن همراه اینجانب گم شده است. از یابنده تقاضا می شود كه مبلغ آن را پرداخت نماید و رسید بانک را به عنوان مژدگانی نزد خودش نگاه دارد

    ----

    اگر میخواهی در زندگی قدم های بزرگ برداری

    همیشه شلوار کردی بپوش
    ----
    یه روزی یه خیار با یه خیار شوره توی خیابون داشتن می رفتند

    یه نفر از خیاره پرسید این کیه که همراهته؟

    خیاره گفت:این خواهره ترشیده ی منه
    ----
    غضنفر داشت آب جوش میریخته توی باغچه!
    بهش میگن: چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟؟ میگه: آخه چایی کاشتم
    ----
    بیشتر مردها ۲ آرزوی بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه
    ----
    غضنفر میره خواستگاری بابای عروس بهش میگه اون گلی که زدی به یقت خارش اذیتت نمیکنه غضنفر میگه خارش که نه ولی گلدونش که تو لباسمه بیچارم کرده
    ----
    به غضنفر میگن با سرعت جمله بساز میگه ویژ
    ----
    غضنفر زنش حامله بوده، نگاه میکنه به شکم زنش،

    میگه: خانم جان این چیه؟ میگه: بچه ست. میگه: دوستش داری؟

    میگه: آره خوب، معلومه.

    میگه: پس چرا قورتش دادی؟
    ----

    كسی از درد چشم می نالید . همسایه ای به در خانه اش آمد و گفت :

    " تو را چه می شود ؟ دردت را بگو تا شاید آن را علاجی كنیم . "

    مرد بیمار گفت :

    " چشمم چنان درد می كند كه به مرگ خود راضی شده ام . "

    همسایه قدری با خود اندیشید. آنگاه گفت:

    " پارسال دندانم درد می كرد ، آن را از بیخ كندم و راحت شدم !"
    ----
    دزدی لباسی را ربود و به بازار برد تا بفروشد . در بازار لباس را از او دزدیدند . در راه بر گشت ، رفیقش از او پرسید :

    " لباس را چند فروختی ؟ "

    گفت : " به همان قیمت كه خریده بودم! "
    ----
    مرد زشت رویی در برابر آیینه نشسته بود. به خویش نگاه می كرد و می گفت : " سپاس خدای را كه مرا صورتی چنین زیبا داد. "

    غلامش بر در خانه ایستاده بود و این سخن ها می شنید . كسی از آنجا می گذشت . از غلام پرسید : " خواجه چه می كند؟ "

    گفت : " نشسته است و بر خدا دروغ می بندد"
    ----
    كچلی از حمام بیرون آمد و دید كه كلاهش را دزدیده اند . داد و فریادی راه انداخت و كلاهش را از حمامی خواست. حمامی گفت:

    " من كلاه تو را ندیده ام و تو چنین چیزی به من نسپر ده ای . شاید اصلا" كلاهی بر سر نداشته ای . "

    كچل گفت:

    " انصاف بده ای مسلمان ! این سر من از آن سر هاست كه بشود بدون كلاه بیرونش آورد ؟!"

    ----

    غضنفر تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبلش بهش میگن جواب بیسكویته. ولی تو همون اول نگو! اولش یه چند تا سوال كن كه ضایع نشه. غضنفر میگه باشه و میره تو مسابقه، میپرسه: آقا، یك كویته؟!  یارو میگه: نه. میگه: دوكویته؟ همینجوری میگه تا میرسه به نوزده كویت! یارو میگه: من یه راهنمایی بهتون میكنم، با چایی هم میخورنش. غضنفر میگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟

    ----

    هلیكوپتر نشست وسط دیوونه خونه یكیشون گفت: قیل و قال نكنید تا زنده بگیریمش!

    ----

    یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
    ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت.
    بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد!
    ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد.

    ----

    میدونین کره ایها اسم بچشون رو چجوری انتخاب میکنن؟ از بلندی یه ظرف میندازن پایین صدای همونو میذارن اسم بچشون مثل: دنگ دینگ دونگ یا دونگ دینگ دانگ

    ----

    غضنفر میره دزدی، صاحب‌خونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ غضنفر میگه: هیشکی، گربه‌ست، بعععععع بععععع

    ----

    یه خودكار قرمز برادرش میمیره،تا چهل روز مشكی می نویسه!

    ----

    یه نفر در کندوی عسل رو بر می داره، می بینه یه زنبوره می گه اِهم!

    ----

    گرگه میشینه پای نِت آیدی شنگول و منگول رو پیدا میکنه . بعد اینقده باشون میچته تا راضیشون می کنه بیان سر قرار . سر قرار میبینه چوپان دروغگو به جای شنگول منگول میاد !

    ----

    یک گنجیشک آبادانی داشته واسه خودش پرواز میکرده، یهو از دور یک عقاب میبینه. میره جلو، بالهاشو باز میکنه، میگه: هو ولک! بالها رو حال می‌کنی؟! عقابه میگه: برو عموجون، حال و حوصله ندارم. گنجیشکه میگه: نه جون ولک، نیگاه کن هیبت بال رو، رنگ پر رو، حال میکنی؟! عقابه میگه: برو بچه به بازیت برس ، من بهت اشاره کنم همه پرهات میریزه. گنجیشکه از رو نمیره، میگه: ههه! ولک پرهای من بریزه؟! نظاره کن قطر بال رو... صفا کن! عقابه شاکی میشه، یک تلنگر میزنه به گنجیشکه، همه پرهاش میریزه تعادلشو از دست میده سقوط میکنه.

    همونجور که داشته لخت میافتاده پایین، داد میزنه: هوو ولک!... حال میکنی هیکل رو

    ----

    قطعه ای ادبی از غضنفر:

    شب بود و خورشید به روشنی میدرخشید

    پیرمردی جوان یکه و تنها همراه خانواده اش

    در سکوت گوش خراش شب قدم زنان ایستاده بود!

     
    چرچیل محبوب

     

    چرچیل روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت.

    هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

    راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم” .

    چرچیل از محبوبیتش و علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.

    راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور پدر چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم!”
    لطیفه های آبان 1392

    مرد: وقتى من مُردم، هیچ مرد دیگه ای مثل من پیدا نخواهى کرد.
    زن: حالا چرا فکر مى کنى که بعد از تو باز هم دنبال کسى «مثل تو» خواهم گشت؟

    ----

    حیف نون عینک دودی می زنه می ره از خونه بیرون بعد پسرشو می بینه می زنه تو گوشش. می گه تو این وقت شب بیرون چی کارمی کنی؟
    پسره می گه بابا شب نیست، عینکتو بردار.
    حیف نون عینکشو بر می داره دوباره می زنه زیر گوش پسره. می گه تو از دیشب تا حالا اینجا چه کار می کردی؟

    ----

    حیف نون یه ۱۰۰۰۰تومانی پیدا می کنه که وسطش سوراخ بوده... می گه: ای بابا! اینم از شانس من وسطش گوشه نداره!

    ----

    آقای خوش غیرت فردای عروسی یه بلیط هواپیما می ده دست زنش، می گه برو اروپا ماه عسل!

    ----

    زن از شوهرش می پرسه: عزیزم، تو منو دوست داری؟
    مرد می گه: خوب معلومه عزیزم، اگه دوست نداشتم، چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت، وقت و عمرم رو تلف کنم؟

    ----

    مادر: علی بیا اسفناج بخور آهن دارد.
    علی: آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!

    ----

    حیف نون که سرش رو برای خودکشی روی ریل گذاشته بود پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت!

    ----

    بچه:مامان اون آقاروببین کچله!!!!

    مامان: هیس…میفهمه

    بچه: اه…مگه تا حالا نفهمیده

    ----

    یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یکی‌یکی تو یه سوراخه نگاه میکنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو کنجکاو می‌شه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میکنه هیچی نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچی نمیبینه،‌از یکی میپرسه: شما چی رو نگاه میکنین؟ من که هر چی نگاه میکنم هیچی نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میکنیم هنوز هیچی نمیبینیم، تو میخوای با دو بار نگاه کردن چیزی ببینی؟!

    ----

    عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد.
    معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.
    معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله.
    یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان فوت کرده.

     
    جوک های آذر 1392

    مادر پسره براش می ره خواستگاری، پدر دختر می پرسه: خوب پسرتون چه کاره هست؟
    مادره می گه: پسرم دیپلماته.
    پدر دختر می گه: اوه چه عالی! یعنی چه کار می کنه؟
    مادره می گه: یعنی از وقتی پسرم دیپلمش رو گرفته، همین طوری ماته!
    ----
    حیف نون تراکتور می خره، بلد نیست خاموشش کنه، می بنددش به درخت!
    ----
    چک نوشتن حیف نون:
    231000 تومان
    معادل دو سه هزار تومان.
    ----
    حیف نون می ره عیادت یکی از دوستانش، وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن می گه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها!
    ----
    حیف نون می خواسته بره شهرک آزمایش برای امتحان رانندگی، صبح ناشتا می ره!
    ----
    حیف نون پاش درد می کرده، استامینوفن می اندازه تو جورابش محکم می بنده!
    ----
    حیف نون آشغال میره تو چشماش سر ساعت 9 می نشینه دم در!
    ----
    پدر: « پسر جان! وقتی من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمی گفتم.»
    پسر:« پدرجان! ممكن است بفرمایید كه دروغگویی را از چه سنی شروع كردید؟»
    ----
    ملا نصر‌الدین با دوستی صحبت می‌کرد.
    - `خوب ملا، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟`
    ملا نصر‌الدین پاسخ داد: ` فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم اما او از دنیا بی‌خبر بود. بعد به قاهره رفتم؛ آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره‌ی آسمان داشت، اما زیبا نبود. بعد به اصفهان رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا با ایمان و تحصیل کرده‌ای ازدواج کنم.`
    - `پس چرا با او ازدواج نکردی؟`
    - `آه، رفیق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می‌گشت!`
    ----
    حیف نون ساعت نه شب که می شه سطل آشغال ویندوزش رو خالی می کنه!
    ----
    به حیف نون می گن: اسم دکترت چیه؟ می گه: ترابی.
    می گن: اسم کوچیکش چیه؟ می گه: فیزیو!

    مخصوص اس ام اس سركاری

    میدونی «نبات» کیلویی چنده؟

                                                                         نمی‌دونی؟

    «نقل» چی؟ اونم نمی‌دونی؟

    اشکال نداره، از قدیم گفتن: خر چه داند قیمت نقل و نبات

    ----

    .من اخیرا" خیلی ورزش می كنم
    یعنی : باتری كنترل از راه دور تلویزیون تمام شده

    ----

    ریزش موهای خود را به دست خدا بسپارید . . . شامپو یـــــد الله

    ----

    میدونی بهترین یونجه دنیا مال کجاست؟نمیدونی!اشکال نداره از یه گاو دیگه می پرسم

    ----

    به غضنفر توپ فوتبال نشون میدن میگن این چیه ؟

    میگه : اونقدر ها هم که دیگه خر نیستم ! معلومه زمین شطرنجه !

    ----

    ><(((:> * ><(((:> * ><(((:>* ><(((:> * <:))))><

    ماهی برات فرستادم تا بخوری و ببینی که چقدر مزش با علف فرق داره

    ----

    گرد و خاک تنهایی دلم را با جاذبه نگاهت زدودی،

    خانه قلبم را از غم پاک کردی،

    حالا که زحمت می کشی، یه دستمال هم روی میز بکش

    ----

    یک باب خانه در نیاوران به مساحت1200متر مفید،

    سونا استخر جکوزی و پکیج،

    با دید بسیار عالی…

    به خدا خوشبختی نمیاره، برو سر خونه زندگیت

    ----

    موبایلم حالش بده، شارژ نداره نورش کم شده صفحش یه کم سیاه شده، مریضه سرفه می کنه،

    مى دونی چشه؟ هواى Sms تو رو کرده!

    ----

    عجب دنیای نامردی، عجب پیمانه سردی، عجب زخمی، عجب دردی، مسیج بده اگه مردی!!

    ----

    خوش به حالت همیشه بهت غبطه میخورم اینقدر خوشبختی و خودت نمیدونی

    .

    .

    .

    .

    .. به قول شاعر بدبخت انکه گرفتار عقل شد خوشبخت انکه کره خر امد الاغ رفت

    ----

    :..:: .-. : .:::-.::.:- ..:..::. ..-..::-.. ::.- ..:.:.- :::-. :… .. .: .-:::… -::. . .::-..:-.. : ..: .

    کاش کور بودی می فهمیدی چی نوشتم!!!

    ----

    هول نشو! استخون که نیست اس ام اس اومده برات

    ----

    میدونی فرق تو باخوشگلا چیه؟

    .

    .

    .

     

    فقط اینه که تو زشتی!!!

    ----

    اگه یه همزبون می خوای ،

    یه یار مهربون می خوای ،

    خودشو حیرونت کنه ،

    جونشو قربونت کنه ،

    اصلا رو من حساب نکن !!!

    ----

    دوست دارم پیتزای رو میزت باشم ، تا به دست تو تیکه تیکه بشم !

    ----

    دیروز روز جهانی آوارگان بود, توقع داشتم یه تبریک خشک و خالی به ما میگفتی که یه عمریه آوارتیم

    ----

    اگردو تا بی .ام . و با هم ازدواج كنند بچه شون چی می شه؟

    ژیان !!!

    چون ازدواج فامیلی بوده !

    ----

    مامور سر شماری: ببخشید خانوم شما چند نفرید؟

    زن: منو، این كره خر و اون توله سگ و اون موش مرده و اون غول بیابونی!!!

    مامور سر شماری: ببخشید خانم مثل اینکه خونه تون باغ وحشه؟

    زن: آره دیگه، منم خرم كه با بابای گوریل اینا زندگی میكنم

    ----

    هش چیست؟ جد ترمز<ای بی اس > است

    كه باعث توقف كامل خر بدون خط ترمز می شود

    ----

    هر وقت کسی رو دیدی، احساس کردی می خواد بغلت کنه و فقط تو می بینیش، زبونت بند اومده، صدایی نمی شنوی و زمان نمی گذره...

    ...

    ...

    ...

    مطمئن باش عزرائیله

    ----

    با عرض سلام، می خواستم برای نیامدن به خانه شما در ماه رمضان عذرخواهی کنم و برای جبران آن نیت کردم کفاره آن را بدهم که اگر خدا قبول کند 60 روز اعم از نهار و شام را در خدمت شما خواهیم بود

    ----

    همه شب فکرم این است و همه شب سخنم

    گر روم دیر به منزل چه بگویم به زنم

    ----

    نگاه من به روز سالگرد ازدواجمان همانند نگاه یك گوسفند است به روز عید قربان

    ----

    این علامت مامور مخصوص حاکم بزرگ میتی کمانه. احترام بگذارید

    .

    .

    .

    تو نمی خواد احترام بذاری، تو از خودمونی ( زمبه )

    ----

    زندگی مثل یک اقیانوسه، و اهداف ما هم همون جزیره ها هستند. برای رسیدن به جزیره ها باید پارو بزنیم... پارو بزنیم... پارو بزنیم...

    چرا داری اس ام اس می خونی؟ پارو بزن دیگه

    ----

    مثل یه بچه گوریل که موز می دن دستش ذوق کردی! فکر کردی می خوام بگم دلم برات تنگ شده؟

    نه جونم!

    از بی کاری گفتم یه اسمس بدم!

    ----

    این اس ام اس رو فرستادم تا کارمندای مخابرات گشنه نمونن

    ----

    اگه یه پروانه نشست رو شونت، حتما بكشش... اون بی سلیقه همون بهتر كه بمیره

    ----

    تو سیب سرخ کدامین درخت پرتقالی که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است ای گلابی من؟

    ----

    به مناسبت قرار گرفتن سه روز پرستار، معلم و کارگر در یک هفته، هفته گذشته، هفته بینوایان نام گرفت

    ----

    بهت تبریک می گم، کاری که تو کردی واقعا شاهکار بود. هیچ کس فکرشو نمی کرد بتونی از زیر تیغ فرار کنی! تو باعث افتخار بقیه گوسفندایی

    ----

    به من یه اس ام اس کمک کنید... الهی خیر از گوشیت ببینی... اجرت بامخابرات

    ----

    عاشقانه از طرف غضنفر : کاش مغز داشتم و مرگ مغزی می شدم و قلبم را به تو اهدا می کردم

    ----

    هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را

    هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

    .

    .

    .

    هیجان زده نشو پشت خاور نوشته بود

    ----

    افغانیه رو می خوان اعدام كنن ، میگن حرف آخرت چیه ؟ میگه كارگر نمی خوای

    ----

    نامت را بر شن‌ها نوشتم ، موج پاکش کرد

    نامت را بر نسیم صبحگاهان نگاشتم ، باد با خود برد

    آخر ، آنرا بر قلب کوچکم حک کردم ، سکته‌ای زدم و ناکار شدم

    ----

    با شرکت در گروه های هرمی و جمع آوری چند نفر زیرمجموعه متوجه خواهید شد که از خودتون خل تر هم وجود دارد و به آینده خوشبین خواهید شد

    ----

    غضنفر زنگ میزنه به دوستش ، آهسته میگه : من الان توی جلسه ام . بعدا باهات تماس میگیرم

    ----

    دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید

    ----

    غضنفر بعنوان مهندس کامپیوتر استخدام میشه! آخر وقت روز اول رییس رفت ازش پرسید: خُب، امروز چه کردی؟ ترکه گفت: هیچی؛ کلیدهای کیبورد نامرتب بود، بترتیب الفبا چیدمشون!

    ----

    به غضنفر میگن چه وقت نه راه پس داری نه راه پیش؟
    میگه وقتی که روی اره نشسته ام

    ----

    به غضنفر میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

    ----

    امکانات زندگی در عشایر :

    غذا : کشک

    یخچال : مشک

    حمام : تشت

    دستشوئی : دشت

    ----

    بی تو مهتاب باز از آن كوچه گذشتم فكر تو نبودم كار نداشتم ول می گشتم

    ----
    به غضنفرمیگن اگه تو دریا کوسه ماهی بزنه دنبالت چکار می کنی؟؟ میگه میرم بالای درخت!! میگن آخه اونجا که درخت نیست... داد میزنه میگه: مجبورم... می فهمی؟؟ مجبورم!!!

     

    تمامی حقوق این وب نزد گروه خود محفوظ است - ثبت شده در ساماندهی - قدرت گرفته از میهن بلاگ           

    Online User

    پیچک